من مطلبی را در مورد مولانا جلال الدین محمد بلخی در یک سایت انتشار دادم که بر ضد این شخص بود،ومتاسفانه شاید در اکثر نوشته های آن تحقیق نکردم،وحالا از شما در خواست دارم که چند جواب کامل به من عنایت بفرمایید،تا خدای نکرده اگر اشتباه کرده ام،توبه واگر نه راحت شوم 1- آیا واقعا درست می گویند مولوی صوفی بوده ؟ومذهب تسنن داشته؟وآیا شریعت را نفی کرده؟
وآیا مولوی معتقد است که امامت، نوعی است؟
2-آیا واقعا درست می گویند مولوی بعضی احادیث جعلی را در کتاب خود آورده است؟مثل حدیث افتراق؟
بهر این فرمود پیغمبر که من همچو کشتی ام زطوفان زمن
ما و اصحابیم چون کشتی نوح هرک دست اندر زند یا بد فتوح
(مثنوی معنوی/دفتر دوم/ص652/چاپ امیر کبیر)
همچنین او لفظ "مولا "را در حدیث غدیر به معنای "دوست دانسته"نه ولی وسرپرست؟ وپدر حضرت علی(ع) را مشرک دانسته؟(حضرت ابوطالب)
3-آیا واقعا درست می گویند،که مولوی قائل به( جبر) است ؟ وهمچنین مولوی به توصیف "عمربن خطاب ومعصوم خواندن" او می پردازد؟(مثنوی/دفتر اول/ص104به بعد)؟ وحتی عمربن خطاب را "امیرالمومنین" دانسته؟(مثنوی معنوی/نسخه میرخوانی ص74 و همچنین نسخه وصال همان صفحه) وحتی برای فرد شناخته شده و رسوایی چون(معاویه) کرامت می سازد و برخی ضعف های خلفا که اهل سنت نیز نقل کرده اند، به صورت یک کرامت جلوه می دهد؟
4-آیا واقعا مولوی افراط در رقص و سماع و موسیقی داشته است؟وآن را موجب تقرب به خدا دانسته؟
لطفا برای راهنمایی ما بفرمایند ،در کل نظرشان در مورد مولوی چیست وآیا منحرف از مذهب تشیع است یا نه؟
|
ترتيب قرار گيری پاسخ های مراجع عظام بر اساس زمان پاسخ دهی آنها به استفتائات اين پايگاه می باشد. ![]() آیت الله گرامی: جواب: اجمالا در كلمات مولوي مطالب خلافي هم هست، او كه از دنيا رفته حسابش با خداست نه ما، شما مطالب مفيدش را بگيريد
![]() آیت الله علوی گرگانی: جواب: با عرض پوزش از جواب دادن در مورد اشخاص معذوریم اما فقط می توان این را گفت که در شیعه و سنی بودن ایشان بین محققین اختلاف می باشد . آیت الله رحیمی آزاد:جواب: مطالبى را كه جنابعالى بر ضد ايشان نوشته ايد و يا انتشار داده ايد از نظر حقير اشكالي ندارد. چون مطالب منحرف كننده زيادى دارد و لو اينكه سخنان مغزدار و مفيد هم دارد. اگر بنا باشد به خاطر حرفهاى خوب،كسى تحسين بشود بايد تمام خلافكاران را خوب بدانيم مثل خود ابليس كه خيلى حرفهاى خوب دارد . بنابراين هر كسى در هر مقامى و در هر لباسى و در هر رشته اى بوده باشد چنانچه حرفى و كلامى و اشاره اى كه بر خلاف اعتقاد مذهب شيعه جعفرى باشد ، از او صادر شود، ما از او بيزاريم چون خدا و پيغمبر و ائمه از او بيزارند. چه سنى باشد ، چه صوفى. بنابراين تحقيق لازم نيست كه او صوفى بوده يا سنى
![]() آیت الله محسنی: جواب:من از نظر مذهبی به مولوی نظر خوبی ندارم.
آیت الله منتظری:جواب: مولوی یک عارف و صوفی تمام عیار و به حسب ظاهر از نظر مذهب و روش فقهی تابع اهل سنت است با اینکه در ابراز محبت نسبت به اهل بیت (ع) بخ خصوص امیر اولیاء حضرت علی (ع) نسبتاً خوب آمده است ولی به طور کلی باید به این نکته توجه شود که زبان عرفان به ویژه آنگاه که با ادبیات و شعر آمیخته گردد بسیار پیچیده و با رمز و اشاره است و در کشف مراد جدی باید به اهل فن مراجعه نمود و چنانچه احیاناً تعرضی به شریعت دارد مراد نفی شریعت نیست بللکه مراد این است که عمل به احکام فرعی فقهی به تنهایی در تکامل انسان کفایت نمی کند و باید علاوه بر آن به اخلاق و سیر و سلوک معنوی هم همت گماشته شود. و مراد اهل عرفان از امامت و ولایت بیشتر قرب تا به حق تعالی است و چنانکه در بحث جبر و تفویض عموماً هیچ یک از دو مذهب اشاعره و معتزله ، دو قول مزبور را مردود دانسته و مانند شیعه " امر بین الامرین " را قبول دارند و بالاخره غیر از معصومین (ع) عاری از اشتباه و مصون از نقد نیست و باید مطالب درست هر کسی را قبول کرده و مطالب باطل و احادیث مجعول منقول در کلمات را رها کرد و آنچه از مراد آنها مبهم است به طور قطع به آنان نسبت داده نشود و احترام دانشمندان محفوظ بماند به خصوص اینکه در گذشته فضای تقیه در بیشتر مناطق حاکم بوده و کمتر تمکن از ابراز عقیده وجود داشته استباید ببینیم روش اولیای معصوم (ع) در قبال مردوم و اهل دانش چگونه بودهاست و به همان روش که روش معصومانه می باشد سیر کنیم . و از افراط و تفریط پرهیز نماییم. (والله العالم بالحقائق)
آیت الله شاهرودی:جواب:معروف آنست که جلال الدین بلخی معروف به مولانا تابع مذهب اهل بیت علیهم السلام نبوده فلذا تبعیت از افکار او پذیرفتن منقولات وی صحیح نیست .
کتب مفصله نیز در نقد و رد آراء وی تالیف گردیده که جهت تحقیق به آنها مراجعه شود .
![]() آیت الله دوزدوزانی جواب: اکثر مطالب مزبور صحیح است ولی در خصوص جبر و اختیار بررسی نشده است |
از نظر من مولانا امام است خیر
اینها علمان ظاهر پرست هستن از محبت و انسانیت چی میدانند در نطر اینها دین مثل جنگل است از نظر من یکجا بودن مسلمان نیستند که بدانند حقیقت در نظر خود شماست اگر بداند.تشکر
حضرت مولانا ازعرفا شامخ الهی است ودر مقام ولایت وعشق به مولی امیرالمؤمنین علیه السلام در حد کمال است وهر کسی را یارای شناخت بزرگان از اهل ولا رانیست آیا آقایان که خود را صاحب نظر می دانند مثنوی را چون کتاب کفایة الاصول مورد مطالعه قرار داده اند ؟کسی که در مورد حضرت مولا علی می گوید :چون تو بابی آن مدینه ی علم را /چون شعاعی آفتاب علم را /بازباش ای باب رحمت تاابد /بارگاه ماله کفوا احد /بازباش ای باب بر جویای باب /تارسد از تو قشوراندر لباب = که او امام امیر المؤمنین را تاابد زنده میداند وفیض اوبی دریغ بر عاشقان بارش دارد ویا در تعریف کلمه (مولا) می فرماید:کیست مولا آنکه آزادت کند/بند رقیت زپایت برکند =آیاواقعا اهل سنت اینگونه به مولاعلی می نگرند یا حتی شما پس بهتر است در مقام پاسخ گوئي بهتر است طريق انصاف را پیمود وعرض علی الله را نصب العین خود قرار داد
آفرین برشما که کورکورانه هرچیزی را نمیپذیرید مولانا قطعا سنی بوده پس خوب است اعتقادات اهل تسنن را از کتاب های خودشان مطالعه فرمایید تا حقیقت برشما آشکار گردد
خصی به شیخ انصاری گفت نظر شما در مورد فلاسفه چیست؟ فرمود اینان زبان مخصوص خود را دارند و اینگونه نیست که انسان بدون اطلاع مطالب ایشان را بفهمد. گفت نظر شما در مورد مولوی چیست؟ شیخ فرمود: او هم زیان مخصوص خود را دارد اما من یک مثنوی دارم و گاهی آن را می خوانم و از این بیتش خیلی خوشم امده: خلق دنیا از کهین و از مهین/ لعنت الله علیهم اجمعین{ گو اینکه منظور شیخ با این شعر جناب مولانا طعن بر ان شخص سائل نادان بوده است}. بنده شخصا مولوی را عارفی کامل می دانم و با مثلا مکاشفه ی مرحوم بروجردی یا کلام رجبعلی خیاط یا ردیه ی میرداماد یا ملا احمد نراقی بر او؛ او را زندیق نمی دانم. جو ان زمان، جو و محیط تقیه بوده است.به قول شیخ بهایی: من نمیگویم که ان عالی جناب/ هست پیغمبر ولی دارد کتاب
از نظر بنده مولانا شخصی است که نه می توان گفت شیعه ونه می توان گفت سنی است.
میدانید شیعه دو اصل اساسی دارد تولی و تبری .با محبت تنها کار درست نمی شود وگرنه پیامبر صلوات الله علیه و آله این همه جنگ نداشتند ایشان در مدت بعد از هجرت در حدود 10 سال تقریبا 90 جنگ با دشمنان داشتند یعنی تقریبا هر 50 روز یک جنگ و امیر مومنان علیه السلام در چهار سال خلافت خود سه جنگ مهم آنهم علیه به ظاهر مسلمانان داشتند علیه عایشه ومعاویه و طلحه و زبیر و خوارج که مقدسانی بودند که شب تا صبح بر سجاده هایشان می خوابیدند که همه ی این شخصیتها در مثنوی ستایش شده اند.آیا دو حق با هم می جنگند ؟یا دو باطل ؟پس شکی نیست یکی بر حق بوده و یکی باطل .آیا علی بر باطل بوده یا عایشه ؟تعصب نداشته باشید عاقلانه قضاوت کنید انهایی هم که زمان خلفا زندگی می کردند همین افکار را داشتند .باور نمی کردند صحابه خطا کنند .اما پیامبر راه را مشخص کردند حق با علی علیه السلام ا ست و علی علیه السلام با حق.حالا شما باعلی علیه السلام هستید یا با معاویه ؟مولوی با یک دست دست امیر مومنان