print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
آیت الله دستغیب
حضرت آیت الله سیدعلی محمد دستغیب حسینی شیرازی در روز بيست‌ و سوّم‌ اسفندماه‌ 1313 ه.ش‌ در شهر شيراز در خاندان‌ علم‌ و تقوی و اجتهاد پا به عرصه وجود گذاشت. نسب‌ شريف‌ ايشان‌ به‌ حضرت‌ عليّ بن‌ الحسين‌ زين‌ العابدين‌(علیه السلام) مي‌رسد. والد ایشان مرحوم سیدعلی اکبر از اخیار و متدیّنین شهر شیراز بود که در سال 1343 ه.ش در سن 70 سالگی به رحمت ایزدی پیوست و در بقعه مبارکه حضرت سیدمیر محمد بن موسی الکاظم به خاک سپرده شد. مادرِ ايشان‌ خواهر شهید راه محراب آیت الله سید عبدالحسین دستغیب و فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی دستغیب فرزند آیت الله سید میرهدایت الله دستغیب بود.

جدّ اوّل ایشان مرحوم‌ آيت‌الله سيّدعلي‌محمّد ـ كه‌ به‌ نقل‌ بزرگان‌ خاندان،‌ اجتهاد مطلق‌ داشته‌اندـ در نجف‌ اشرف‌ به تحصيل‌ و تدریس علوم دینی مشغول بوده و در جوار حرم حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) چشم از جهان فروبست و در همانجا به خاک سپرده شد.

جدّ اعلای ایشان حضرت آیت الله سیدمیر هدایت الله، بزرگ خاندان دستغیب و مرجع تقلید عصر خود بوده است و مردم شیراز و فارس بلکه منطقه جنوب کشور از برکات معنوی ایشان و فرزندانشان بهره می گرفتند. 

شروع‌ دروس‌ حوزوي‌
از سنين‌ نوجواني‌ به‌ مسجد جامع‌ عتيق‌ كه‌ بدست‌ تواناي‌ شهيد محراب‌ آيت‌الله دستغيب‌(ره) بازسازي‌ و احياء گرديد رفت‌ و آمد داشته و از منابر و مواعظ‌ و انفاس‌ قدسيه‌ ايشان‌ بهره‌ مي‌گرفتند و رفته‌ رفته‌ با پرورش‌ يافتن‌ در چنين‌ خانواده‌اي‌ و ارتباط‌ مستمر با حضرت‌ آيت‌الله شهيد دستغيب(ره)‌ به‌ دروس‌ علميه‌ شائق‌ گرديدند، چنانكه‌ در خلال‌ تحصيلات‌ دبيرستان‌ تا اخذ ديپلم‌، ادبيات‌ عرب‌ (جامع‌ المقدمات‌، سيوطي‌، مغني‌ و مطول‌) و معالم‌ و شرايع‌ را نزد اساتيد بنام‌ شيراز در مدرسه علميه‌ قوام‌ (امام‌ خميني‌(ره‌)) تحصيل‌ نمودند. از اوائل‌ درس‌ شرح لمعه‌ با فقيه‌ عالم‌ و عارف‌ كامل‌ حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ حاج‌ شيخ‌ حسنعلي‌ نجابت‌(ره‌) آشنا شدند.

معظّم له در مورد چگونگی درک محضر آن ولیّ خدا مي‌فرمايند:

«بارها ايشان‌ را با حضرت‌ آيت‌الله شهيد دستغيب‌(ره) مشاهده‌ مي‌كردم‌ امّا متوجه‌ مقام معنویشان نبودم‌ تا این که‌ در سن‌ 20 سالگي‌ (سال 1333) از نزدیک با ايشان‌ آشنا و به‌ محضر درسشان‌ راه‌ يافتم‌ كه‌ از آن‌ به‌ بعد تغيير جديدي‌ در زندگي‌ معنوي‌ حقير ايجاد شد. شرح لمعه‌ و رسائل‌ را که نزد ايشان‌ مي‌خواندم‌، نه‌ تنها به‌ خوبي‌ درك‌ مي‌كردم‌ كه‌ خداوند از بركت‌ ايشان‌ فهم‌ جديدي‌ عنايت‌ مي‌كرد آن گونه كه‌ مطالب‌ شرح لمعه‌ و رسائل‌ را در سطح‌ بالائي‌ مي‌فهميدم‌».

لمعتين‌ و مقدار زيادي‌ از رسائل‌ را در محضر چنين‌ استادي‌ گذرانده‌ و حسب فرمایش‌ ايشان‌ باقيمانده‌ رسائل‌ و همچنين‌ مكاسب‌ را خدمت‌ مرحوم‌ آيت‌الله حاج‌ شيخ‌ علي‌اكبر ارسنجاني‌ كه‌ به‌ علم‌ و تقوي‌ مشهور بود به اتمام رساندند.

ایشان نحوه آغاز تحصیلات اجتهادی خود را که در حوزه به درس خارج مشهور است را چنين‌ بيان‌ مي‌فرمايند:

«استاد برای انجام حج قصد سفر به مکّه معظّمه را داشتند؛ دستور دادند كه‌ روايات‌ راجع‌ به‌ حجّ را از ابتداء براي‌ ايشان‌ بخوانم‌ و پس‌ از خواندن‌ هر باب‌ و توضيح‌ و بيان‌ روايات‌، نظر شريفِ خود را بيان‌ مي‌كردند و بدين‌ ترتيب‌ يك‌ دوره‌ احكام‌ استدلالی حجّ را بیان فرمودند».

آری! همین نشست و برخاست ها و جلسات علمی خصوصی در محضر چنین فقیهی بود که باعث شد حضرت آیت الله دستغیب علاوه بر استفاده های علمی فوق العاده از محضر آن عارف کامل، نهایت استفاده معنوی و عرفانی را نیز ببرند.

آشنايي‌ با عارف‌ بالله و فاني‌ في‌ الله
حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ انصاري‌ همداني‌(ره‌)
در خصوص‌ این آشنايي‌ چنين‌ مي‌فرمايند:

«آشنايي‌ دوستان‌ با مرحوم آقاي‌ انصاري‌(ره) از بركت‌ مرحوم‌ آقاي‌ نجابت(ره)‌ بود و ايشان‌ واسطه‌ در آشنايي‌ بودند. در يك‌ سفر كه‌ با جمعي‌ از دوستان‌ به‌ همدان‌ مي‌رفتند، بنده‌ را نيز همراه‌ كردند و به‌ محضر آن ولی خدا مشرف شديم‌. يك‌ عظمت‌ عجيبي‌ از مرحوم‌ آقاي‌ انصاري‌ به‌ نظرم‌ آمد، هيبت‌ عجيبي‌ داشت‌. در جلساتي‌ كه‌ خدمت‌ ايشان‌ بوديم‌ غالباً سكوت‌ و تفكّر بود و کم سخن می گفتند. در سالهايي‌ كه‌ در حوزه علمیه قم‌ مشغول به تحصیل بودم‌ بطور مداوم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ محضر ايشان‌ به همدان می رفتم‌».

عزيمت‌ به‌ قم‌
در سال‌ 1337 به‌ دستور استاد، عازم قم‌ شده‌ و به‌ سفارش‌ ايشان‌ درس كفاية الاصول‌ را در محضر مرحوم‌ آيت‌الله سلطاني‌ و بعضي‌ ديگر از اساتيد فراگرفتند و پس‌ از آن‌ به‌ درس‌ حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ خميني‌(ره) و حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ گلپايگاني(ره)‌ حضور يافتند. در مورد‌ آشنايي‌ با امام‌(ره‌) چنين‌ مي‌فرمايند:

«آشنائي‌ حقير با امام‌ خميني‌(ره‌) از ناحيه‌ استادم‌ حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ نجابت‌(ره‌) بود كه‌ از امام‌ بسيار تعريف‌ و تمجيد مي‌كردند. امام در آن وقت در فقه مبحث مکاسب و در اصول مبحث اوامر را می فرمودند و مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی بحث خارج طهارت را، که بنا به فرمایش مرحوم استاد در این دروس حاضر شدم و از برکات انفاس قدسیه ی ایشان اوقاتم به هیچ وجه به بطالت نمی گذشت و درس ها را مطالعه ی قبل و بعد می کردم و همه را می نوشتم که بحمد الله آن تقریرات هنوز موجود است».

عزيمت‌ به‌ نجف‌ اشرف‌
حضرت آیت الله دستغیب پس از استفاده از محضر بزرگان در حوزه علمیه قم برای ادامه ی تحصیل و تکمیل دروس به نجف اشرف عزیمت نمودند که در این رابطه می فرمایند:

«پس‌ از فوت‌ آيت‌الله العظمي‌ سيد عبدالهادي‌ شيرازي‌(ره‌)، مرحوم‌ استاد حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ نجابت‌(ره‌) دستور دادند كه‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ مشرّف‌ شوم‌ و لذا حقير با مختصر مؤونه‌اي‌ به‌ نجف اشرف‌ رفتم‌ و به‌ سفارش‌ ايشان‌ به‌ درس‌ فقه‌ و اصول‌ مرحوم‌ آيت‌الله العظمی خوئي‌(ره) و درس‌ مرحوم‌ آيت‌الله العظمی شيخ‌ محمّدباقر زنجاني(ره)‌ كه‌ به‌ وفور علم‌ و تقوي‌ مشهور بود حاضر ‌شده‌ و مطالب را مي‌نوشتم‌».

بازگشت‌ به‌ وطن‌
پس‌ از استفاده از محضر اساتید بزرگ نجف اشرف و کسب درجه اجتهاد به شیراز بازگشته و در مدرسه‌ علميه‌ آقاباباخان‌ مشغول‌ به‌ تدريس‌ سطح‌ گرديدند و دروس‌ سطح‌ را تا كفايتين‌ چند دوره‌ تدريس‌ فرمودند و در عین حال اهتمام‌ زيادي‌ به‌ مباحثه دروس‌ خارج‌ داشتند.

که در اين‌ خصوص‌ مي‌فرمايند:

«از الطاف‌ مرحوم‌ آيت‌الله العظمي‌ نجابت‌(ره‌) توانستم‌ كتاب‌ طهارة‌ و كتاب‌ صلاة مرحوم‌ محقّق‌ همداني‌ و همچنين‌ كتاب‌ خمس‌ و زكات‌ و صوم‌ را مباحثه‌ كنم‌».

تأسيس‌ مدارس‌ علميّه در شیراز
معظّم له از سال‌ 1359 مدرسه علميه‌ ابوصالح‌(عج‌) را در منزل‌ شخصي‌ خودشان‌ تأسيس‌ فرموده‌ و پس‌ از اقبال بسیار جوانان‌ پرشور و انقلابي و مؤمن برای کسب معارف دینی‌، خود ايشان‌ با كمال‌ فروتني‌ تدریس را از ابتداي‌ دروس مقدماتی‌ شروع‌ كرده‌ و تا پایان سطح ادامه دادند و از سال 1368 تا كنون‌ به تدريس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ پرداخته اند.

هم‌زمان‌، با درخواست‌ خواهران مشتاق به تحصیل علوم دینی‌، مدرسه‌ علميّه‌ مكتب‌ الاخلاص‌ را تأسيس‌ فرموده‌ و همچنين‌ به جهت‌ پذیرش طلاب ساير شهرستانها، مدرسه‌ علميّه‌ امام‌ صادق‌(ع‌) را ـ كه‌ در بخش‌ گويم‌ از توابع‌ شهرستان شيراز واقع‌ مي‌باشد ـ اختصاص‌ دادند و با فزونی گرفتن تقاضاي‌ خواهران علاقه مند به تحصیل در حوزه‌، مدرسه علميّه‌ ديگري‌ با نام‌ بيت‌الزهراء(سلام الله علیها‌) تأسيس‌ فرمودند.

از مشخّصات کم نظیر محضر درس حضرت آیت الله دستغیب(مدّ ظلّه العالی) آن است که شاگردان خود را اهل جدّیت در درس و مطالعه و مباحثه بار می آورند و به همین دلیل تا کنون بیش از صد نفر از طلاب مدارس ایشان صلاحیّت تدریس سطوح مختلف حوزوی را به دست آورده و در امتحانات شورای مدیریّت حوزه علمیّه قم به نتایج بالایی دست یافته اند؛ تا آنجا که مدارس تحت اشراف ایشان از حیث تأمین مدرّس برای سطوح عالیه حوزه با هیچ کمبودی روبرو نیست؛ بلکه بعضا افرادی را جهت تدریس به شهرستانها و مدارس دیگر معرفی نموده اند.

تدريس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌
در خصوص‌ شروع‌ به‌ تدريس‌ خارج‌ مي‌فرمايند:

«پس از رحلت‌ استاد، حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ نجابت‌(ره‌) در سال‌ 1368 ه.ش‌، بنا به‌ درخواست‌ فرزند و وصيّ ايشان‌ حضرت‌ آیت الله حاج‌ شيخ‌ محمّدتقي‌ نجابت(حفظه الله)‌ به‌ تدريس‌ در حوزه‌ علميه‌ پربركت‌ شهيد محمّدحسين‌ نجابت‌ كه‌ طلاب آن همه‌ شاگردان‌ خوش‌فهم‌ و بااستعداد و كاريِ مرحوم‌ استاد بودند، مشغول‌ به‌ تدریس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ گرديدم‌ كه‌ از جمله‌ بهترين‌ حالات‌ حقير حضور در درس‌ و محضر محترمین و طلاّب‌ مدرسه‌ علميه شهيد محمّدحسين‌ نجابت‌ مي‌باشد».

امامت‌ جماعت‌ مسجد قُبا (آتشيها)
از سال‌ 1348 بنا به‌ اصرار مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سیدابوالحسن دستغیب، ابو الزوجه و دایی ایشان که خود امام جماعت این مسجد بودند،‌ امامت‌ جماعت‌ مسجد آتشيها كه‌ بعداً «قُبا» ناميده‌ شد را پذيرفته‌ و با همّتي‌ كه‌ ايشان‌ در جهت‌ جذب‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ داشتند به‌ مرور اين‌ مسجد محلّ اجتماع‌ جوانان‌ مؤمن‌ و انقلابي‌ گرديد كه‌ در طول‌ انقلاب‌ بسياري‌ از حركتهای ضد رژیم ستمشاهی از همين‌ مسجد برنامه‌ريزي‌ و انجام‌ مي‌شد، به‌ نحوي‌ كه‌ دستگاه‌ ساواك‌ دائماً مسجد را زير نظر داشته‌ و با افرادي‌ كه‌ در اين‌ مسجد رفت‌ و آمد داشتند برخورد مي‌نمود.

مبارزات شجاعانه با رژيم‌ طاغوت‌
در مورد سالهاي‌ مبارزه‌ با رژيم‌ سابق‌ مي‌فرمايند:

«اينجانب‌ موفّقيتهاي‌ خود در حمایت از نهضت امام خمینی(ره) را از بركات‌ شاگردي‌ مرحوم‌ استاد آيت‌الله العظمي‌ نجابت‌(ره‌) مي‌دانم.‌ آن‌ عالم‌ ربّاني‌ و عارف‌ صمداني‌ طالبين‌ معرفت را چنان‌ پرورش‌ مي‌داد كه‌ حبّ في‌الله و بغض‌ في‌ الله در وجودشان‌ رسوخ‌ كرده‌ و مستحكم‌ مي‌شد و چون امام خمینی(ره) را از اولیاء خدا می دانستند، لذا خودِ ايشان‌ مشتاقانه‌ به‌ استقبال قيام‌ امام‌ خميني‌(ره‌) رفته و از هر جهت از نهضت امام حمایت می کردند. در سال‌ 1341 ه.ش‌ خود و رفقاي‌ ايشان‌ جزء مشوّقان و حامیان‌ آيت‌الله شهيد دستغيب‌(ره‌) در قیام شیراز بودند و هر كس‌ از دوستانشان در شيراز، قم‌ و يا مشهد با امام‌ بود، به‌ انحاء مختلف‌ تشويق‌ مي‌كردند، و هر كس‌ مسامحه‌ مي‌كرد و يا مانع‌ بود با تذكّر‌ و يا تهديد‌ رفع‌ مانع‌ مي‌نمودند. و چون‌ ديد خدايي‌ داشتند و باطن افراد را مي‌شناختند، ساواكِ شاه‌ نتوانست‌ در مجالس‌ ايشان‌ راه‌ پيدا كند، البته‌ در نهايت‌ مامورين‌ ساواک با قرائن‌ نقش‌ ايشان‌ را دريافتند و بعضي‌ از دوستانشان را در پانزده‌ خرداد دستگير و مرحوم‌ استاد را تحت تعقيب‌ قرار دادند كه‌ خداوند ايشان‌ را حفظ‌ كرد».

اعلام مرجعیت امام خمینی(ره)
پس از آنکه حضرت آیت الله حکیم در سال 1349 به رحمت ایزدی پیوستند، در مراسم‌ هفتمين‌ روز رحلت‌ ایشان مجلس با شکوهی با حضور علمای برجسته شهر و قریب ده هزار نفر از مردم در مسجد شهدا(نو) برگزار گردید. در حین برگزاری مراسم اعلامیه ای از جانب جامعه روحانیت شیراز مبنی بر اعلام مرجعیّت حضرت آیت الله العظمی امام خمینی به دست سخنران مجلس داده شد که ایشان از خواندن آن خودداری کرد. لذا حضرت آیت الله سیدعلی محمد دستغیب با کسب اجازه از محضر آيت‌الله شهيد دستغيب(ره)‌‌، به منبر رفته و با شجاعت تمام مرجعيت‌ امام‌ خميني‌(ره‌) پس‌ از آيت‌الله حكيم‌(ره) را اعلام‌ فرمودند و كساني‌ كه‌ آن‌ زمان‌ را ديده‌اند مي‌دانند كه‌ اين‌ حركت‌ چه‌ شجاعت‌ و شهامتي‌ را مي‌طلبيد.

اين‌ حركت‌ جسورانه و انقلابی‌ ضربه‌ شديدي‌ به‌‌ حكومت‌ شاه بود و موجب‌ ترس و نگرانی‌ آنان‌ و شادي‌ بي‌اندازه مردم‌ بخصوص‌ جوانان‌ متديّن‌ گرديد. مأموران رژیم بلافاصله درصدد جستجو و دستگیری سخنران برآمدند که معظّم له‌ با كمك‌ دوستانشان‌ از مجلس‌ خارج‌ شده‌ و عوامل ساواك‌ موفّق‌ به‌ دستگيري‌ ايشان‌ نشدند. از آن‌ به‌ بعد مأمورين‌ شاه‌ ايشان‌ را تحت نظر شدید قرار دادند و چندين‌ دفعه‌ از منبر ممنوع‌ شدند، امّا ايشان‌ دست‌ از هدايت‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ و افشاگری علیه رژیم برنداشته‌ و براي‌ اين‌ که بهانه به دست عوامل رژیم ندهند از منبر استفاده نکرده و روي‌ زمين‌ سخنراني‌ مي‌نمودند. لیکن‌ دستگاه‌ ساواك‌ دائماً ايشان‌ را تحت‌ نظر داشته‌ و چندين‌ دفعه‌ بازداشت‌ و روانه زندان‌ نمود و در نهايت‌ در سال‌ 1356 به‌ شهر «اهر» واقع در استان آذربایجان شرقی تبعيد شدند که مردم شریف اهر خاطرات خوبی از ایشان به یاد دارند. معظم له در تبعيد نيز دست‌ از مبارزه‌ و دعوت جوانان‌ به دینداری و مبارزه برنداشتند؛ لذا رژيم‌ شاه پس‌ از چند ماه‌ مجبور شد ايشان‌ را به‌ شهرستان سقّز واقع در استان کردستان تبعيد نمايد كه‌ اين‌ تبعيد مدّت‌ 9 ماه‌ به طول‌ انجاميد. در سال‌ 1357 با بازگشت‌ از تبعيد تا پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامی با رهنمودهای حضرت آیت الله نجابت در کنار آيت‌الله شهيد دستغيب(ره)‌ در سرپرستی نهضت و ترغيب‌ و تشويق‌ مردم‌ به ادامه مبارزه نقش چشمگیری داشتند.

مسؤوليتها پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌
پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامی ستادي‌ به منظور اداره‌ امور استان‌ تشكيل‌ گرديد و‌ ايشان‌ از اعضاء فعّال‌ اين‌ ستاد بوده‌ و مسؤوليتهاي‌ متعدّدي‌ را متقبّل‌ گرديدند. از آن‌ جمله‌:

ـ سرپرستي‌ پادگان‌ هوابرد شيراز

ـ رياست‌ دادگاه‌ انقلاب‌ فارس‌

ـ سرپرستي‌ حزب‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در فارس‌

ـ نمايندگي‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) در دانشگاه‌ شيراز و ....

هشت‌ سال‌ دفاع‌ مقدّس‌
با شروع‌ جنگ‌ تحميلي‌ در سال‌ 1359 با توجه‌ به‌ اينكه‌ بسیاری از جوانان‌ غيور و انقلابي‌ گرد ايشان‌ جمع‌ بودند، لذا مسجد قبا(آتشیها)‌ محلّی برای اعزام‌ نيرو به‌ سوي‌ جبهه‌ها بود و اغلب‌ فرماندهان‌ جنگ‌ از استان‌ فارس به‌ نحوي‌ به ایشان وابستگي‌ داشتند. به‌ گواهي‌ رزمندگان بسيج‌ و سپاه‌ استان،‌ هرگاه‌ حضرت آیت الله دستغیب در جبهه‌ها حاضر می شدند حال‌ و هواي‌ آنجا تغيير كرده‌ و فرماندهان‌ و بسيجيان با اشتياق‌ فراوان‌ به‌ استقبال‌ ايشان‌ مي‌شتافتند. البته حضور معظّم له‌ در جبهه‌ به‌ قرارگاههای فرماندهي‌ خلاصه‌ نشده‌ و تا خطّ مقدّم‌ جبهه‌ پيش‌ مي‌رفتند كه‌ بعضاً با ممانعت‌ فرماندهان‌ مواجه‌ مي‌گرديدند. لذا با همت و عزمي‌ كه‌ ايشان‌ براي‌ كمك‌ و ياري‌ به‌ انقلاب‌ و حضور در جبهه‌ها داشتند، مسجد قبا(آتشیها)‌ بيشترين‌ آمار شهداي‌ دفاع‌ مقدّس‌ مساجد را داراست‌.

آری! هفتاد شهید روحانی از حوزه ی درس و حدود یک هزار شهید از مسجد ایشان تقدیم انقلاب و نظام اسلامی شد و امروزه بحمدالله صفا و نورانیت این شهدای والا مقام، سنگر و معبد این عاشقان دلسوخته یعنی حوزه ی علمیه ابوصالح(عج) و مسجد قُبا را به کانونی گرم و چلچراغی روشن، فراروی حق جویان مبدّل نموده است.

بازسازي‌ مسجد قبا (آتشيها)
در پی استقبال مؤمنین و علی الخصوص جوانان و کمبود فضای مسجد، توسعه و بازسازی آن امری ضروری می نمود، لذا به فرمایش معظّم له و همکاری و کمک خیرخواهان، تعدادی از منازل اطراف مسجد خریداری شد و بنایی وسیع تر در چهار طبقه جهت اقامه ی جماعت و فعّالیت های علمی و فرهنگی ساخته شد.

فعّالیتهای فرهنگی تحت اشراف معظّم له
از اوایل انقلاب، جزواتی با موضوعات مختلف همچون اصول عقاید اسلامی، تفسیر قرآن، اخلاق اسلامی و نهج البلاغه توسّط ایشان نوشته می شد و از طریق پست و به صورت آموزش مکاتبه ای از راه دور و رایگان در اختیار دوستداران معارف دینی قرار می گرفت که سالهاست این مجموعه با عنوان «مرکز نشریات رایگان» مسجد قبا با حدود پانزده هزار نفر مشترک از سراسر کشور و دیگر کشورها به فعّالیت خود ادامه می دهد.

همچنین کتابخانه باقر العلوم(ع) در دو طبقه از طبقات مسجد با در اختیار داشتن 35000 جلد کتاب و 1200 متر مربّع سالن مطالعه در یک طبقه و 800 متر مربّع مخزن کتاب در طبقه دیگر به عنوان بزرگترین کتابخانه ی مساجد کشور، در سال 1375 راه اندازی شد و در حال حاضر با پذیرش 3000 عضو مشغول فعّالیت است.

از دیگر فعّالیت های این مجموعه ایجاد مرکز آموزش رایانه و عرضه ی نرم افزارهای مذهبی و حوزوی بوده است که تا کنون تعداد بسیاری از طلّاب، اصحاب مسجد و دیگر مؤمنین در این دوره های آموزشی شرکت کرده و موفّق به دریافت مدرک معتبر شده اند.

بخش استفتائات و انتشارات، وظیفه ی پژوهش، تایپ، صفحه آرایی، ویراستاری و چاپ کتب معظم له را بر عهده داشته و پاسخگویی به مسائل شرعی و مراجعات شفاهی و کتبی را انجام می دهد.

یکی از این مهمترین فعّالیت ها، راه اندازی پایگاه اطّلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سیّد علی محمّد دستغیب با نشانی www.dastgheib.ir می باشد که روزانه جوابگوی بسیاری از سؤالات و مراجعات اینترنتی است.

و اكنون‌ سالهاست‌ كه‌ مجلس درس تفسیر و اخلاق اسلامی ایشان در روزهای دوشنبه و چهارشنبه هر هفته بعد از اقامه نماز مغرب و عشا، ميعاد جوانان‌ مؤمن و طالبان‌ معرفت‌ الهی مي‌باشد.

نمايندگي‌ در مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌
در سال‌ 1360 كانديداي‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌ شده و با رأي‌ بالایی به عنوان نماینده مردم فارس انتخاب‌ گرديدند. هنگام‌ رحلت‌ امام‌، بحث جانشيني‌ بعد از ايشان‌ مطرح‌ شد، و پس‌ از گفتگو اكثريت‌ اعضاء مجلس خبرگان و از جمله‌ حضرت آیت الله دستغیب‌، به‌ حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌اي به‌ عنوان‌ رهبر انقلاب‌ اسلامي‌ رأي‌ دادند. و تا کنون دو مرحله دیگر به عنوان نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری حضور داشته و با موضع گیری های روشنگرانه خود به وظیفه ای که در قبال مردم شریف و متدیّن دارند عمل نموده اند.

مراتب علمی معظم له

این استاد گرامی از دوران نوجوانی تحت تربیت حضرت آیت الله شهید دستغیب دایی و پسر عموی پدر خود بودند و از اوایل عمر پربرکت خود در مسجد جامع از هدایت ایشان بهره می گرفتند و خود ایشان می فرمایند با دیدن حالات روحانی و معنوی آن عارف والامقام، شوق تحصیل علوم آل محمّد(ص) در من ایجاد شد و علی رغم مخالفت هایی که از طرف بعضی از اقوام و آشنایان می شد در این راه قدم گذاردم. صدق و صفا و پاکی حضرت استاد تا جایی بود که وقتی اصحاب مسجد جامع عتیق این نوجوان کم سنّ و سال را می دیدند که عبایی بر دوش انداخته و مشغول عبادت و قرآن است ناخواسته شیفته ی نورانیّت ایشان می شدند تا آن جا که ایشان در بین اصحاب مسجد به ملائکه ی مسجد شهرت یافته بود.

دوران تحصیل

در مورد دوران تحصیل معظّم له چنین می فرمایند: از ابتدا تا به حال تمام دروسی را که فرا گرفته ام و همچنین دروس خارجی را که تدریس می کنم همه را به طور کامل نوشته ام و هنوز تقریرات درس خارج فقه و اصول که در حدود پنجاه سال قبل در قم و نجف فراگرفته ام موجود است و همچنین دروسی را که فرا می گرفتم قبل و بعد از آن مطالعه و مباحثه می کردم. از دیگر الطاف و عنایات خداوند متعال نسبت به آیت الله دستغیب آشنایی ایشان با عارف کامل و عالم متّقی و صاحب کمالات نفسانی و فقیه صمدانی حضرت آیت الله العظمی شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(ره) می باشد. بنا به فرموده ی آیت الله نجابت برای درک کلام شریف ائمّه ی معصومین(ع) علاوه بر ابزار ظاهری - یعنی مقدّمات، منطق، اصول، فقه و تفسیر و علم الحدیث - احتیاج به تهذیب و پاکی نفس است و به حسب نقل یکی از شاگردان، ایشان فرمودند فهم عرفانی افراد تا 90% فهم کلام خداوند در قرآن و کلمات ائمّه ی معصومین(ع) را آسان می کند و شخص بهتر می تواند به حقیقت کلام معصوم پی ببرد و باید هم این گونه باشد، چرا که فردی که شصت سال، هفتاد سال به تهذیب نفس پرداخته و هواهای نفسانی را از بین برده و گرد و غبار راه را نشانده است حقیقت کلام معصوم را شفّاف تر می بیند و با اعماق جان و روح خود آن را درک می کند کما این که بنا بر مضمون فرمایش آیت الله العظمی نجابت(طاب ثراه) اگر حجاب ها را برطرف کنید همین الان هم خود را در حضور امام زمان(عج) حس خواهید کرد و مسلّماً کسی که به آن بزرگواران تقرّب بیشتری دارد کلام گهربار ایشان را بهتر درک می کند و شاید به همین معنی است کلام شریف خداوند متعال در قرآن کریم: «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا» یعنی اگر تقوای الهی پیشه کنید خداوند قدرت تشخیص حق از باطل را به شما عطا می کند. حضرت حجّت الاسلام و المسلمین موسوی که ندای حزین و دلنشین ایشان با قرائت زیارت وارث در ماه های محرّم و صفر از رادیو پخش می شود و دل های عاشقان حضرت اباعبدالله را با خود به کربلا می برد، در خاطره ای از حضرت آیت الله دستغیب می فرمایند: در نجف اشرف هم درس و هم مدرسه بودیم. از خصوصیات ایشان آن بود که وقت خود را به غیر از درس و مطالعه و قرائت قرآن نمی گذراندند و هر گاه می دیدند که عدّه ای از طلّاب جمعند و به سخنان متفرّقه مشغولند از راه های دیگر که چه بسا طولانی تر بود رفت و آمد می نمودند تا مجبور نباشند وقت خود را به بطالت بگذرانند و در سخنان بیهوده وارد شوند و ایشان بسیاری از شب ها تا صبح مشغول مطالعه ی دروس و تلاوت قرآن و راز و نیاز با خداوند متعال بودند.

اجتهاد معظم له

حضرت آیت الله دستغیب(حفظه الله) به دنبال کسب مدرک اجتهاد نبودند و به دنبال آن نرفتند و از آن هم فرار می کردند لکن از آن جا که خداوند ولیّ مؤمنین است «الله ولی الذین امنوا ...» و بدان خاطر که خداوند آن چه اراده فرماید تحقّق می یابد لذا مراتب علمی و اجتهاد ایشان ظاهر گردید و مورد استقبال مؤمنین واقع شد. کما این که افرادی چون میرزای شیرازی(ره)، شیخ مرتضی انصاری(ره)، امام خمینی(ره)، آیت الله اراکی، آیت الله بهجت(ره) با این که از نام و شهرت فراری بودند و لکن خداوند متعال، مقام این بزرگواران را خیلی سریع آشکار ساخت و قلب و جان میلیون ها انسان را متوجّه آنان ساخت.



اکنون به مواردی که بیانگر علوّ مقام علمی و اجتهاد ایشان است می پردازیم:

1 ـ حضرت آیت الله العظمی نجابت(ره) در اواخر عمر شریف و پربرکت خود، به آیت الله دستغیب سفارش کردند که شما حاشیه بر عروة الوثقی را بنویسید و این کلام، اضافه بر تأیید مقام اجتهاد ایشان در سال 68 به معنی خبر دادن از آینده ای روشن بود که علاقه مندان و آشنایان به مراتب علم و تقوای ایشان، خواستار عرضه ی رساله علمیه ی معظّم له می شوند و خیل عظیم مشتاقان به تقلید از یک مجتهد وارسته و نگهدارنده ی نفس و حافظ دین خدا، به ایشان روی می آورند.

2 ـ از دیگر نکات درخشان در سوابق علمی معظّم له حضور در سه دوره ی مجلس خبرگان می باشد که در اوّلین دوره ی خبرگان رهبری، از آن جا که برای تأیید صلاحیت علمی و اجتهاد داوطلبین، گواهی دو نفر از مجتهدین مبرز کفایت می نمود، حضرات آیات فاضل لنکرانی(ره)، مشکینی(ره)، نوری همدانی و طاهری اصفهانی مراتب علمی و اجتهاد معظّم له را تأیید کردند و پس از آن ایشان با رأی بالایی به عنوان نماینده‌ی مردم استان فارس در مجلس خبرگان انتخاب شدند. پس از رحلت امام خمینی(رضوان الله علیه) در هنگام برگزاری انتخابات خبرگان رهبری دوم، بنا بر روش جدید برای تعیین صلاحیت داوطلبین، تأییدات مراجع معظّم تقلید و مجتهدین مبرز حوزه‌ی علمیه، از اعتبار افتاد و همه‌ی داوطلبین باید امتحان اجتهاد را نزد شورای نگهبان می دادند و این باعث وهن تأییدات مراجع تقلید و خبرگان رهبری بود؛ لذا آیت الله دستغیب به عنوان اعتراض به روش جدید شورای نگهبان که مستلزم شبهه‌ی دور هم می باشد، از شرکت در این امتحانات خودداری کردند و در مجلس خبرگان دوم حاضر نشدند. در آستانه ی خبرگان سوم با توجّه به جوّی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در مملکت ایجاد شده بود، قرار شد که ایشان و اخوی محترم حضرت آیت الله سیّد علی اصغر دستغیب فقط در مباحثه‌ی علمی با آیت الله امامی کاشانی شرکت کنند و ملزم به شرکت در امتحان نباشند و پس از این مباحثه‌ی علمی که در ضمن آن حضرت آیت الله سیّدعلی محمّد دستغیب متن درس خارج صوم خود را که در همان زمان مشغول به تدریس آن بودند عرضه کردند، بار دیگر صلاحیت علمی و مراتب اجتهاد این دو بزرگوار تأیید شد و با اخذ بالاترین رأی در استان فارس وارد مجلس خبرگان سوم شدند و در دوره ی چهارم هم به همین صورت انتخاب شدند و در مجلس خبرگان رهبری حضور یافتند.

3 ـ از دیگر نقاط درخشان در سوابق علمی و اجرایی ایشان آن است که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان حاکم شرع دادگاه های استان فارس منصوب شدند که این سمت با تأیید مراتب علم و تقوای ایشان از سوی حضرت آیت الله بهاء الدین محلّاتی و شهید آیت الله دستغیب و حکم حضرت آیت الله منتظری به نمایندگی از حضرت امام خمینی(ره) به ایشان سپرده شد.

معظّم له در مورد آن چه بر ایشان در آن دوران گذشت می فرمایند:

اوایل انقلاب افراد را دسته دسته دستگیر می کردند و نزد من می آوردند. یک مرتبه حدود 400 نفر را دستگیر کردند به عنوان قاچاقچی موادّ مخدّر و معتاد در زندان عادل آباد انداختند. بنده هم قاضی بودم و مقام بالاتری هم بر حکم من نظارت نداشت. هر حکمی که می دادم کسی نبود که اعتراض کند و می توانستم حکم اعدام همه‌ی آنها را صادر کنم. ولی آیا درست بود؟ وقتی مدرکی دال بر جرم و جنایت آنها وجود نداشت چگونه علیه آنها حکم کنم بله می شد توجیه کرد که اگر اینها را که ریشه‌ی فسادها هستند بکشیم، جامعه اصلاح می شود ولی واقعاً می‌ترسیدم از این که بخواهم بدون مدرک صحیح، حکم علیه آنها صادر کنم. آن هم نه آن چنان ترس و خوفی که برای شما قابل تصوّر باشد. حتّی جرأت نداشتم به کسی دستور بدهم که اینها را بزنید یا شکنجه کنید تا به جرم خود اعتراف کنند.

انتشار رساله ی توضیح المسائل
خوشبختانه پس از سال ها درخواست علاقه مندان به تقلید از معظّم له در سال 1387 از باب انجام تکلیف و پاسخگویی به درخواست محترمین، طلّاب و مؤمنین، رساله توضیح المسائل ایشان به مرحله ی چاپ و انتشار رسید و بار دیگر پس از هشتاد سال افول نور مرجعیت در خاندان جلیل القدر دستغیب، دوباره این چراغ هدایت، پرتو افکن شد تا روشنگر راه دوستداران معرفت و خداشناسی باشد.
بازگشت